جستجو

تبلیغات



سلام بر پاییز

    با سکــــــوت می گذرد تا برگی نریزد
    و خویش را برای سفـــــری آماده می کند
    لحظاتی نمانده است
    گذر از جـــــــاده فصل
    که تحمل آن را غـــــــم پاییز تواند و بس
    تابستان در کشـــاکش گــذر زمان
    زخم بـر پیکر ودلی پـر خون با غــم بسیار
    که همه را در پاییــــــز گذاشت و رفت
    همین شد که پاییــــــز را غمی جانکاه دارد
    و همراه آن هست
    وسر در گریبان دارد از غـــــم دوست
    و فقط به گوشه ای نشسته احساس خــــود را
    با باد و برگـــــــــ زمزمه می کند
    غم و رنگ و صدای سکوت جلوه پاییــــــــز
    ریزش غــــــــم را در پرواز برگ که جدا از
    شاخه شد و چرخ زنان خویش را درمسیر باد
    نهاد تا رنگ غمش را با غــــــم دیگران شریک سازد
    سلام بر پاییز
    سلام بر همدم غـــــــــم عاشـ♥ــق
    سلام برفصل عاشــــ♥ــــــقانه های غمناکـــــــ
    سلام بر ریزش برگهای ز معشـــــوق جدا
    سلام بر کوچه و خیابان که فــــــرش شـده
    از رنگهایی پاییـــــــزی
    و سلام بر خدای رنگــــــ


    این مطلب تا کنون 43 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ دوشنبه 30 شهريور 1394
    منبع
    برچسب ها : ,
    سلام بر پاییز

تبلیغات


    تبلیغات شما در این قسمت

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز پنجشنبه 10 فروردين 1396

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر